الشيخ الأنصاري ( مترجم وشارح : عبدالله اصغرى )
32
أوضح الشروح في فرائد الأصول ( شرح فارسى بر رسائل شيخ انصارى ) ( فارسى )
حقاللّهى و هم جنبه حق النّاسى دارد مانند سرقت كه حدّ آن در صورت تحقق شرائط ، قطع و بريدن چهار انگشت مىباشد در حد و مجازات سرقت هم حق اللّه و هم حق الناس مورد توجّه است جنبه حقاللّهى آن از نفس بريدن و قطع چهار انگشت معلوم مىگردد چه آنكه بريدن چهار انگشت بعنوان كيفر و مجازات دزديدن مالى كه به اندازه بيش از ربع دينار ارزش دارد ، در صورتى معقول است كه حق اللّه مطرح باشد و اما جنبه حق الناسى آن به اين لحاظ است كه اجراى حدّ در مورد سارق توقف بر تقاضاى مسروق منه دارد در صورتى كه اجراء حد زنا ، توقف به تقاضاى كسى ندارد . خاصيت سوم : ( قوله ثمّ من خواصّ القطع الّذى هو طريق ( ق صفحه 3 سطر آخر ج صفحه 6 سطر 6 ) ( شرح ) مرحوم شيخ در رابطه با سوّمين فارقه بين قطع طريقى و موضوعى سه مطلب را در طى 17 سطر مورد توجه قرار مىدهد و ما با توضيحات مختصرى انها را از عبارات كتاب استخراج نموده و شمارش خواهيم نمود . مطلب اول : علم و يقين در رابطه با حكم شرعى يا طريقى محض است و يا موضوعى مىباشد تعريف هريك قبلا بيان گرديد . قطع موضوعى بهنوبه خود به دو قسم تقسيم مىشود موضوعى صفتى و موضوعى طريقى به اين كيفيت : در علم و يقين دو جهت وجود دارد يك جهتش اين است كه علم صفتى از صفات نفس و قائم بر نفس مىباشد و لذا مىگويند « العلم ظاهر لنفسه » جهت ديگر اين است كه علم اضافه و نسبت به معلوم ( متعلق ) دارد و حكايت از معلوم دارد و طريق و نشاندهنده متعلق خود مىباشد و لذا مىگويند « العلم مظهر لغيره » بدين لحاظ علم و يقين گاهى بعنوان صفتيّت ، موضوع واقع مىشود كه قطع موضوعى صفتى ، بوجود مىآيد و گاهى بعنوان طريقيّت موضوع واقع مىشود كه قطع